أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
70
مناقب العارفين ( فارسى )
شعر ( رمل ) نان جَوْ حقّا حرامست و فسوس * نفس را در پيش نِه نانِ سپوس « 2 » نفس را هل تا بگريذ زارزار تو ازو بستان وامِ جانگذار ( 2 / 20 ) همچنان از حضرت سلطان « 4 » ولد قدّس اللّه سرّه منقولست كه روزى « 11 » جماعتى از سيّد پرسيذند كه راه حق را پايان هست يا نه ؟ « 5 » سيّد « 6 » فرموذ كه « 7 » راه را پايان هست ؛ امّا منزل را پايان نيست ؛ زيرا كه سير دواست : يكى سير الى اللّه است و يكى سير فى اللّه ؛ آنك سير الى اللّه است پايان دارذ ؛ زيرا گذر كردنست از هستى و دنياى دنى ؛ و از خوذىء خوذ رستن است ؛ و اين همه را آخرست و پايان ؛ امّا چون به حق رسيذى بعد از ان سير در علم و معرفت خذاست و آن را ايانى نيست ؛ چنانك فرموذ شعر ( رمل ) تا « 13 » لبِ دريا نشانِ پاىهاست * پس نشانِ پا درونِ بحرِ لاست زانك منزلهاى خشكى ز احتياط * هست دهها و وطنها و رباط باز منزلهاى دريا در وقوف * وقتِ موج و حبس بىعرصهء سقوف نيست پيذا آن مراحل را سنام * نى نشانست آن منازل را نه نام . . . . . . . . . .
--> ( 2 / 20 ) Z 22 آ B 21 ب K 55 65 , I , H ; 27 - 17 , I , T ( 4 ) سلطان ZK : - B - - ( 5 ) نه ZK : نى B - - ( 6 ) سيد BZ : - K - - ( 7 ) كه ZK : - B ( 2 ) نان جو . . . سپوس : NM ، ج 5 ، ص 221 / 3488 ؛ AM 526 / 20 ( 11 ) روزى . . . نيست : ابتدانامه ، ص 237 ( 13 ) تا لب . . . نام : NM ج 5 ، ص 52 / 803 - 805 ؛ AM ص 449 / 17 - 19